كوتاه سخن ، اينكه آنچه از آيات و روايات به دست مىآيد مثل آيه :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ
« 1 » و آيه :
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ
« 2 » و آيه :
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أَ فَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ
« 3 » و آيه
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ
« 4 » و آيه
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
« 5 » و آياتى ديگر هم كه آن را تاييد مىكند ، اين است كه نهى در روايات ، مربوط به طريقه تفسير است ، نه اصل تفسير ، و مىخواهد بگويد كلام خدا را به طريقى كه كلام خلق تفسير مىشود تفسير نبايد كرد .
وجه تاييد آياتى كه نقل شد اين است كه از آيه 82 سوره نساء برمىآيد كه بين كلام خدا و كلام مخلوقات فرق است ، و به همين جهت در آيه 91 سوره حجر كسانى را كه قرآن را پارهپاره مىكنند ، و در آيه 40 سوره سجده كسانى را كه در آيات خدا الحاد مىورزند ، و در آيه 46 سوره نساء كسانى را كه آيات خدا را تحريف مىكنند ، و در آيه 36 سوره اسراء اشخاصى را كه پيروى بدون علم مىكنند ، مذمت فرموده است .
معلوم مىشود كلام خدا با كلام ديگران فرق دارد . البته فرق بين آن دو ، در نحوه استعمال الفاظ و چيدن جملات ، و به كار بردن فنون ادبى ، و صناعات لفظى ، نيست ، زيرا قرآن هم ، كلامى است عربى ، و همه آنچه در ساير كلمات عربى رعايت مىشود در آن نيز رعايت شده ، و در خود قرآن آمده كه
وَ ما
هامش
( 1 ) . سوره نساء : 82 .
( 2 ) . سوره حجر : 91 .
( 3 ) . سوره سجده : 40 .
( 4 ) . سوره نساء : 46 .
( 5 ) . سوره اسراء : 36 .