هفتم : منظور از تفسير به رأى اين است كه درباره معناى آيهاى از قرآن چيزى بگوييم كه بدانيم حق بر خلاف آن است .
اين دو وجه را ابن الأنبارى نقل كرده است .
هشتم : مراد از تفسير به رأى ، بدون علم درباره قرآن سخن گفتن است . و خلاصه تفسير به رأى اين است كه درباره آيهاى از آيات قرآن از پيش خود معنايى كنيم ، بدون اينكه يقين و اطمينان داشته باشيم به اينكه اين معنا حق است ، يا خلاف آن .
نهم : تفسير به رأى ، تمسك به ظاهر قرآن است . صاحبان اين قول كسانى هستند كه معتقدند آيات قرآن ظهور ندارد ، بلكه در مورد هرآيه بايد از روايات معصومين پيروى كرد ، و در مدلول خود صريح باشد . بنابراين در حقيقت از قول قرآن كريم پيروى نشده ، بلكه از احاديث پيروى شده ، و در حقيقت تنها معصومين عليهم السّلام هستند كه حق تفسير كردن قرآن را دارند .
دهم : تفسير به رأى عبارت است از تمسك به ظاهر قرآن . صاحبان اين مسلك معتقدند به اينكه آيات قرآن ظهور دارد ، ولى ظهور آن را ما نمىفهميم ، بلكه تنها معصوم عليه السّلام مىفهمد .
اين وجوه دهگانهاى است كه در معناى تفسير به رأى ذكر كردهاند و چه بسا بتوان بعضى از آنها را به بعضى ديگر ارجاع داد . به هرحال هيچيك از اين وجوه ، دليلى ندارد .
بديهى است كه بطلان بعضى از آنها خودبهخود روشن است ، و بعضى ديگر با در نظر گرفتن مباحث قبلى ، بطلانش روشن مىگردد .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٢٥٠