مانند :
وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً
« 1 » و نيز مانند :
كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا
« 2 » .
از ام سلمه روايت شده كه گفت : رسول خدا آخر هرآيه وقف مىكرد و نيز روايت صحيح آمده كه سوره حمد هفت آيه است « 3 » و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : سوره ملك سى آيه است « 4 » ، و همچنين رواياتى ديگر كه درباره عدد آيههاى هرسوره قرآن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است .
و آنچه كه دقت در تقسيمبندى طبيعى كلام عرب به فصول و قطعههاى جداى از هم ، و مخصوصا در كلمات مسجع آن ، و نيز آنچه كه تدبر در روايات وارده از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيتش در خصوص عدد آيات وارد شده اقتضاء مىكند ، اين است كه يك آيه از قرآن كريم يك قطعه از كلام خداست كه حقش اين است كه بر آن يك قطعه اعتماد و تكيه نموده و در تلاوت ، آن را از قبل و بعدش جدا كرد .
و اين قطعات به اختلاف سياقها و مخصوصا در سياقهاى مسجع مختلف مىشود ، چه بسا يك كلمه به تنهايى به خاطر سجع آخرش يك آيه به حساب آيد ، مانند كلمه :
مُدْهامَّتانِ
و چه بسا آيه دو كلمه يا بيشتر باشد ، خواه كلام تام باشد يا ناقص ، مانند
الرَّحْمنُ
عَلَّمَ الْقُرْآنَ
خَلَقَ الْإِنْسانَ
عَلَّمَهُ الْبَيانَ
و مانند
الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ
و چه
هامش
( 1 ) . سوره انفال : 2 .
( 2 ) . سوره سجده : 3 .
( 3 ) . الدر المنثور : 4 / 207 .
( 4 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 19 ، ح 3