عدد اهل مدينه « 1 » دو عدد است يكى عدد ابى جعفر يزيد بن قعقاع و شيبة بن نصاح و ديگرى عدد اسماعيل بن جعفر بن ابى كثير انصارى است .
و عدد اهل مكه عدد ابن كثير كه از مجاهد از ابن عباس از ابى بن كعب روايت مىكند و عدد اهل كوفه عدد حمزه و كسائى و خلف است و آن را حمزه از ابن ابى ليلى از ابو عبد الرحمن سلمى از على عليه السّلام روايت مىكند و عدد اهل بصره عاصم بن عجاج جحدرى است و عدد اهل شام عدد ابن ذكوان و هشام بن عمار است و به ابو درداء نسبت مىدهند .
البته اختلاف در عدد مجموع آيات قرآنى ناشى از اختلافى است كه در عدد آيات سور قرآن است و احصائيههاى ديگرى راجع به عدد حروف و كلمات سورهاى قرآنى و مجموع قرآن ذكر نمودهاند كه تعرض آنها براى ما مهم نيست .
و كوتاه سخن ، وقتى اعداد به يك نص متواتر و يا حداقل خبر واحد قابل اعتنايى منتهى نشود ، و هيچ آيهاى بهطور اطمينانبخشى ، از ساير آيات قبل و بعدش متمايز نگردد ، هيچ الزامى نيست كه يكى از اين روايت اخذ شود ، لا جرم هريك از اين روايات كه روشن و قابل اعتماد بود را مىپذيريم و مابقى را طرد مىكنيم ، و يا به هيچيك عمل نمىكنيم ، و اگر شخصى اهل تدبر باشد ، بايد به هرروايتى كه در نظرش بيشتر قابل اعتماد بود ، عمل نمايد .
و آنچه كه از على عليه السّلام در عدد كوفيان نقل شده معارض است با ادلهاى كه از خود آن جناب و همچنين از ساير ائمه اهل بيت عليهم السّلام رسيده كه : در هرسوره
هامش
( 1 ) . الاتقان : 1 / 68 .