تورات دچار نشود ، كه به خاطر اينكه يكباره نازل شد ، يهود از تلقى آن سر باز زد ، و تا خدا كوه را بر سرشان معلق نكرد حاضر به قبول آن نشدند .
اين آن معنايى است كه از نظر لفظ آيه با قطع نظر از سياق استفاده مىشود ، ولى از نظر سياق آيات قبلى كه در آن سخنى چون :
حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ
وجود داشت كه پيشنهاد كرده بودند قرآن يكباره نازل شود استفاده مىشود كه منظور از تفريق قرآن اين است كه آن را بر حسب تدريجى بودن تحقق اسباب نزول سورهسوره و آيهآيه نازل كرديم و پيشنهاد نزول دفعى در قرآن كريم مكرر حكايت شده است مانند آيه :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً
« 1 » و نيز آيه :
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ
« 2 » .
مؤيد اين احتمال ذيل آيه است كه مىفرمايد :
وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا
براى اينكه تنزيل به معناى نازل كردن به تدريج است ، و اين با اعتبار دوم سازگارتر است تا اعتبار اول .
و با اين حال اعتبار دوم كه عبارت است از تفصيل قرآن و تفريق آن به حسب نزول ، يعنى نازل كردن بعضى از آن را بعد از بعضى ديگر ، مستلزم اعتبار اول نيز هست ، زيرا اعتبار اول عبارت بود از اينكه مقصود از تفريق قرآن تفريق معارف و احكامش باشد نه تفريق آيات و سورهاش .
هامش
( 1 ) . سوره فرقان : 32 .
( 2 ) . سوره نساء : 153 .