تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اگر هم منظور از تفريق معناى دوم باشد ، معارف و احكام نيز تفريق خواهد شد ، چون همه از يك حقيقت سرچشمه مىگيرد هم تفريق معارف و هم تفريق آيات و سوره‌ها . و به همين جهت خداى تعالى كتاب خود را به سوره‌ها و سوره‌هايش را به آيات تفريق نمود ، البته بعد از آن‌كه به لباس واژه عربى ملبسش نمود ، و چنين كرد تا فهمش براى مردم آسان باشد ، هم‌چنان كه خودش فرموده :
لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . *
آن‌گاه آن كتاب را دسته‌دسته و متنوع به چند نوع نموده و مرتبش كرد و سپس يكى پس از ديگرى هركدام را در موقع حاجت بدان و پس از پديد آمدن استعدادهاى مختلف در مردم و به كمال رسيدن قابليت آنان براى تلقى هريك از آنها نازل كرد ، و اين نزول در مدت بيست و سه سال صورت گرفت تا تعليم با تربيت و علم با عمل همسان يكديگر پيش رفته باشند . برخى از مفسرين در توجيه نزول تدريجى قرآن وجوهى بيان كرده‌اند : اول : كتب آسمانى سابق ، اگر يكباره نازل شدند به اين جهت است كه انبياء گذشته سواد داشتند و مىتوانستند بخوانند و بنويسند و لذا احتياجى نبود كه به تدريج نازل شوند ، به خلاف قرآن كريم ، كه چون بر پيغمبرى نازل مىشد كه سواد نداشت و خواندن و نوشتن را نمىدانست ، لذا چاره‌اى جز اين نبود كه قسمت ، قسمت نازل شود و تكرار شود تا آن جناب بتواند حفظ كند . دوم : كتب آسمانى قبل از قرآن ، دليل بر صحتش و اين‌كه از ناحيه خدا نازل شده اعجازش نبود ، به خلاف قرآن كه دليل صحت آن ، اعجاز و نظم معجزه‌آساى آن است كه تا روز قيامت كسى نمىتواند نظيرش را بياورد و اين
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 189 | محمد باقر ملكيان