دليل ديگر عدم تحريف از نظر روايات ، رواياتى است كه در آنها خود امامان اهل بيت عليهم السّلام آيات كريمه قرآن را در هرباب موافق و عين آنچه در اين قرآن موجود در عصر ماست قرائت كردهاند ، حتى در آن روايات ، اخبار آحادى كه مىخواهند قرآن را تحريف شده معرفى كنند آيه را آنطور كه در قرآن عصر ماست تلاوت كردهاند و اين بهترين شاهد است بر اينكه مراد در بسيارى از آنها كه دارد آيه فلان جور نازل شده است تفسير بر حسب تنزيل و در مقابل بطن و تاويل است .
دليل ديگر ، رواياتى است كه از امير المؤمنين و سائر ائمه معصومين عليهم السّلام وارد شده كه قرآن موجود در دست مردم همان قرآنى است كه از ناحيه خدا نازل شده ، اگرچه غير آن قرآنى است كه على عليه السّلام آن را به خط خود تنظيم نموده است ، و در زمان ابو بكر و همچنين در زمان عثمان كه به تنظيم و كتابت قرآن پرداختند آن حضرت را مشاركت ندادند .
و از همين باب است اينكه به شيعيان خود فرمودهاند : اقرؤا كما قرء الناس ؛ قرآن را همانطور كه مردم مىخوانند بخوانيد .
و مقتضاى اين روايات اين است كه اگر در آن روايات ديگر آمده كه قرآن على عليه السّلام مخالف قرآن موجود در دست مردم است معنايش اين است كه از نظر ترتيب بعضى سورهها يا آيات تفاوت دارد ، آن هم سوره يا آياتى كه به هم خوردن ترتيبش كمترين اثرى در اختلال معناى آن ندارد ، و آن اوصافى را كه گفتيم خداوند قرآن را به اين اوصاف توصيف نموده از بين نمىبرد .
پس مجموع اين اخبار - هرچند كه مضامين آنها با يكديگر مختلف است - دلالت قطعى دارد بر اينكه قرآنى كه امروز در دست مردم است همان قرآنى
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص١٤٦