نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
« 1 » كه از آن دو اطلاق اين معنا استفاده مىشود كه گفتيم قرآن كريم از هرزياده و نقصان و تغيير لفظى و يا ترتيبى كه ذكر بودن آن را از بين ببرد محفوظ خواهد بود .
يكى از حرفهاى بىپايهاى كه در تفسير آيه مورد بحث زدهاند اين است كه ضمير
لَهُ
را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برگردانده و گفتهاند : منظور از اينكه ما او را حفظ مىكنيم آن جناب است « 2 » . ولى اين معنا با سياق آيه سازش ندارد ، زيرا مشركين كه آن جناب را استهزاء مىكردند به خاطر قرآن بود كه به ادعاى آن جناب بر او نازل شده ، همچنان كه قبلا هم به اين نكته اشاره كرده و فرموده بود :
وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ .
پس از آنچه گذشت اين معنا به دست آمد كه قرآنى كه خداى تعالى بر پيغمبر گرامىاش صلّى اللّه عليه و آله نازل كرده و آن را به وصف ذكر توصيف نموده به همان نحو كه نازل شده ، محفوظ به حفظ الهى خواهد بود و خدا نخواهد گذاشت كه دستخوش زياده و نقص و تغيير شود .
و خلاصه دليل ما هم اين شد كه قرآنى كه خداى تعالى بر پيغمبرش نازل كرده و در آيات زيادى آن را به اوصاف مخصوصى توصيف نموده ، اگر بخواهد محفوظ نباشد و در يكى از آن اوصاف دچار دگرگونى و زياده و نقصان گردد آن وصف ديگر باقى نخواهد ماند و حال آنكه ما مىبينيم قرآن موجود در عصر ما تمامى آن اوصاف را به كاملترين و بهترين طرز ممكن داراست . از همينجا مىفهميم كه دستخوش تحريفى كه يكى از آن اوصاف
هامش
( 1 ) . سوره حجر : 9 .
( 2 ) . تفسير روح المعانى : 14 / 16 ، به نقل از فراء .