است كه از ناحيه خداى تعالى بر خاتم انبياء صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است ، بدون اينكه چيزى از اوصاف كريمهاش و آثار و بركاتش از بين رفته باشد .
3 . ادله و وجوه براى اثبات عدم وقوع زياده و وقوع نقص و تغيير در قرآن
عدهاى از محدثين شيعه و حشويه و جماعتى از محدثين اهل سنت را عقيده بر اين است كه قرآن كريم تحريف شده ، به اين معنا كه چيزى از آن افتاده و پارهاى الفاظ آن تغيير يافته ، و ترتيب آيات آن به هم خورده است . و اما تحريف به معناى زياد شدن چيزى در آن فرضيهاى است كه احدى از علماى اسلام بدان قائل نشده است .
محدثين مذكور بر عدم وقوع زيادت در قرآن به وسيله اجماع امت و بر وقوع نقص و تغيير در آن به وجوه زيادى احتجاج كردهاند .
1 . در اخبار بسيارى از طريق شيعه و سنى روايت شده كه يا دلالت دارند بر سقوط بعضى از سورهها ، و يا بعضى آيات ، و يا بعضى جملات ، و يا قسمتى از جملات و يا كلمات و يا حروف آنكه در همان ابتدا در موقع جمعآورى آن در زمان ابى بكر ، و همچنين در موقع جمعآورى بار دوم آن ، در زمان عثمان اتفاق افتاده است . و نيز دلالت دارند بر تغيير و جابجا شدن آيات و جملات .
و اين روايات بسيار است كه محدثين شيعه آنها را در جوامع حديث و ساير كتب معتبر خود آوردهاند و بعضى از ايشان عدد آنها را بالغ بر دو هزار حديث دانستهاند . و همچنين محدثين اهل سنت در صحاح خود ، مانند صحيح بخارى و صحيح مسلم ، و سنن ابى داوود ، و نسايى ، و احمد ، و ساير جوامع