و نيز مىبينيم كه در آيه
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« 1 » به اختلاف نداشتن قرآن تحدى نموده و اين خصوصيت در قرآن عصر ما نيز هست ، هيچ ابهام و يا خللى در آيهاى ديده نمىشود ، مگر آنكه آيهاى ديگر آن را بر طرف مىسازد ، و هيچ تناقض و اختلافى كه در به دو نظر تناقض و اختلاف باشد ، پيش نمىآيد ، مگر آنكه آياتى آن را دفع مىسازد .
باز مىبينيم كه با معارف حقيقى و كليات شرايع فطرى و جزئيات فضائل عقلى كه مبتكر آن است تحدى نموده ، و عموم دانشمندان عالم را نه تنها اهل لغت و ادبيات را به آوردن مانند آن دعوت كرده و از آن جمله فرموده است :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« 2 » و نيز فرموده :
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
« 3 » .
اين تحدى قرآن است و ما مىبينيم كه همين قرآن عصر ما بيان حق صريحى را كه جاى هيچ ترديد نباشد و دادن نظريهاى را كه آخرين نظريه باشد كه عقل بشر بدان دست يابد ، چه در اصول معارف حقيقى و چه در كليات شرايع فطرى و چه در جزئيات فضائل اخلاقى استيفاء مىكند ، بدون اينكه در هيچيك از اين ابواب نقيصه و يا خللى و يا تناقض و لغزشى داشته باشد ، بلكه تمامى معارف آن را با همه وسعتى كه دارد مىبينيم گويا به يك
هامش
( 1 ) . سوره نساء : 82 .
( 2 ) . سوره اسراء : 88 .
( 3 ) . سوره طارق : 13 - 14 .