تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
و از جامع‌ترين اوصافى كه براى خود قائل شده صفت يادآورى خداست و اين‌كه در راهنمايى به سوى خدا هميشه زنده است ، و همه‌جا از اسماى حسنى و صفات علياى خدا اسم مىبرد ، و سنت او را در صنع و ايجاد وصف مىكند ، و اوصاف ملائكه و كتب و رسل خدا را ذكر مىنمايد ، شرايع و احكام خدا را وصف مىكند ، سرانجام امر خلقت - يعنى معاد و برگشت به سوى خدا و جزئيات سعادت و شقاوت و آتش و بهشت - را بيان مىكند . و همه اينها ذكر و ياد خداست ، و همان است كه قرآن كريم به قول مطلق ، خود را بدان ناميده است . چون از اسامى قرآن هيچ اسمى در دلالت بر آثار و شؤون قرآن به مثل اسم « ذكر » نيست ، به همين جهت در آياتى كه راجع به حفظ قرآن از زوال و تحريف صحبت مىكند آن را به نام ذكر ياد نموده ، و از آن جمله مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أَ فَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ
« 1 » كه مىفرمايد : قرآن كريم از اين جهت كه ذكر است باطل بر آن غلبه نمىكند ، نه روز نزولش و نه در زمان آينده ، نه باطل در آن رخنه مىكند و نه نسخ و تغيير و تحريفى كه خاصيت ذكريتش را از بين ببرد . و نيز در آيات مورد بحث ذكر را به طور مطلق بر قرآن كريم اطلاق نموده ، و نيز به طور مطلق آن را محفوظ به حفظ خداى تعالى دانسته و فرموده :
إِنَّا
هامش
( 1 ) . سوره فصلت : 40 - 42 .