روايات موجود در كتب شيعه نيز اشارهاى نمىكند .
16 - در مورد آنچه قرآن كريم از امور غيبى مانند : عرش و قلم و لوح و غيره خبر داده است ، موضع علّامه در موارد مذكور با اسلوب پيشينيان متفاوت است . آنان معتقد بودند كه هيچكس نمىتواند در مورد امور غيبى به بحث بپردازد . بنا بر عقيدهء بعضى از آنها ، امور غيبى از موارد متشابه است كه تأويل آن را كسى بجز خداى سبحان نمىداند . در اين مورد علّامه از مسلك فلاسفه نيز كه به هيئت بطلميوس در تنظيم حركات آسمانى كه ظاهرا محسوس مىگردد ، استناد نمودهاند و فرضيات آن را بر حقايق غيبى قرآن منطبق مىسازند ، دورى جسته و همچنين حمل امور غيبى بر تمثيل و تخيّل را مردود دانسته است . روشى كه ايشان اتّخاذ نمودهاند اين است كه حقايق غيبى را در پرتو معناى عرفى و لغوى لفظ تفسير نموده و پس از آن در تعيين مصداق آن حقايق ، بر اساس تفسير قرآن به قرآن نظر داده و معتقد است كه امور غيبى مصاديق حقيقى و خارجى دارند بگونهاى كه با ساحت قدس الهى مناسبت داشته باشد .
امّا امور مبهم كه قرآن در مورد آن ساكت است . ايشان نيز در اين مورد سكوت اختيار كرده و به همان ميزانى كه قرآن در مورد آن توضيح مىدهد ، بسنده كرده و بحث بيشتر در اين زمينه را از موانع تفسير قلمداد مىكند .
17 - علىرغم وجود بحثهاى فلسفى متعدّد كه علّامه در الميزان آورده است . در عين حال روش فلاسفه در تفسير را نپيموده و از آيات قرآن در تائيد نظريات فلسفى استفاده نكرده است . هدف وى از طرح مباحث فلسفى در الميزان تائيد و تأكيد معانى آيات و موضوعات قرآنى است . لذا در مواردى كه نظريات فلسفى موافق قرآن نيست آنها را باطل مىسازد .
18 - تأويل به نظر علّامه همان حقايق واقعى است كه آيات قرآن به آنها مستند مىشود . اين گونه حقايق واقعى از مضمون آيات قرآن نشأت مىگيرد . اين ديدگاه دقيقا همان نظر ابن تيميه در مورد تأويل مىباشد .
19 - علّامه به ردّ ادعاهاى وجود موارد زياد از نسخ در قرآن كه از مسامحه
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: على رمضان اوسى
ص٣٧٤