روايى تابع مضمون قصّه قرآنى بوده و با آن در تعارض نباشد .
6 - سياق آيات اثر آشكارى در الميزان بجاى گذاشته است . به اعتبار اينكه سياق يكى از قرائن حاليه در فهم كلام مىباشد لذا علّامه آن را اساس كشف معانى قرآن و ردّ تعدادى از آراء مفسّران يا پذيرش آنها قرار داده و همچنين سياق را دليلى جهت جداسازى آيات مكّى و مدنى و بيان مفهوم تعدادى از الفاظ مبهم قرآن و نيز قبول بعضى روايات و طرد بعضى ديگر دانسته است و همچنين در ترجيح بين قرائتهاى مختلف از آن استفاده نموده است . علّامه به مسئله ارتباط و مناسبت بين آيات قرآنى عنايت داشته و در بيشتر موارد با اهتمام فراوان در صدد بيان كيفيت مناسبت بين آيات بوده است .
7 - در پرتو قاعدهء اساسى كه علّامه دارد ( يعنى تفسير قرآن به قرآن ) و استفاده از سياق آيات ، سنّت ظنّى را گاهى پذيرفته و گاهى مردود مىشمارد با اينكه سنّت در نزد علّامه عبارت از قول ، فعل و تقرير معصوم است . ( يعنى پيامبر ( ص ) و امام ( ع ) ) .
و اين هنگامى است كه آن روايت متواتر نبوده يا با قرائن قطعى مفيد علم ، همراه نباشد امّا حديث متواتر در حجيّت آن اختلافى نيست . البتّه از نظر علّامه خبر واحد تنها در احكام شرعى حجت است نه در غير آنها ( مانند اعتقادات ) .
8 - علّامه در تائيد و تحكيم نتايج قرآنى كه در خلال « بيانات » الميزان در تبيين معانى آيات با استعانت از لغت و اعراب و سياق و قوّت ظهور در قرآن كريم - به اعتبار اينكه بعضى از آيات مفسّر بعضى ديگر است - بر آن دست يافته ، از سنّت نيز يارى جسته است . و براى اينكه اين شيوه را در تفسير مشخص كند جهت مباحث روايى باب مستقلّى را باز نموده است و در آن تفسير روايى و اسباب نزول و غير آن را آورده و نظرات خود را پيرامون روايات مذكور تحت عنوان كلمه « اقول » در ذيل بحث آورده و چنانچه آن روايات با استنتاجات تفسيرى او موافقت داشته آن را تائيد و در غير اين صورت آن را ضعيف شمرده است . گاهى
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: على رمضان اوسى
ص٣٧١