تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
ظاهر آيه چنين برمىآيد كه ارائه ملكوت به ابراهيم مقدّمه افاضه يقين به او بوده همچنان‌كه برخى آيات دلالت دارد كه مقام يقين منفك از مشاهدهء ملكوت نيست چنان كه ظاهر آيات ذيل است :
« كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ »
و آيهء :
« كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ »
- تا آيه -
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ »
. از اين آيات استفاده مىشود كه مقربان كسانى هستند كه هيچ‌گونه حجاب قلبى كه عبارت از معصيت و جهل و شك و ترديد است ، آنها را از خدا محجوب نمىسازد و آنها به خدا يقين دارند و عليّين را مشاهده مىكنند همان گونه كه جحيم را مشاهده مىنمايند . خلاصه اينكه : امام بايد داراى مقام يقين بوده و عالم ملكوت بر وى مكشوف باشد و همچنين بايد از سعادت ذاتى برخوردار باشد . زيرا آن كسى كه به ستم و شقاوت آلودگى هر چند ناچيز داشت خود محتاج به هدايت ديگرى خواهد بود . خداى تعالى مىفرمايد :
« أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى »
. نتيجه آنكه ، مقصود از ظالمين در آيهء :
« قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
تمام افرادى هستند كه ظلم و گناهى هر چند در برهه‌اى از عمر از آنها سرزند اگرچه بعدا توبه كرده و اصلاح شده باشند . « 86 »

« تقيّه »

تقيّه از ويژگىهاى اعتقادى مذهب شيعه است . تقيّه به معنى ارتداد و نسخ عقيدهء انسان نيست بلكه اسلوبى است كه فطرت ، مخصوصا در شرايط نامناسب و حالات سخت و دشوار به آن حكم مىكند . « 87 » علّامه براى اثبات جايز بودن تقيّه و بيان اينكه از جانب شارع مقدّس
هامش
( 86 ) - الميزان : 1 / 272 - 274 و آيات : سجده : 24 ، انعام : 75 ، تكاثر : 5 - 6 ، مطفّفين : 18 - 21 ، يونس : 35 ، بقره : 124 . ( 87 ) - عقائد الاماميه : شيخ محمد رضا مظفر ، ص 114 - 116 ، اصول كافى كتاب الايمان و الكفر ، باب تقيّه .