اهتمام به قرائت مصحف شريف باعث شده كه وى بعضى از قرائتها را نوعى تفسير براى آيه قلمداد كند نه نزول لفظى مانند آيهء :
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً »
كه در ذيل آن علّامه تعدادى روايات را از شيعه و سنّى نقل كرده كه جمله
« إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى »
را در انتهاى آيه اضافه كردهاند و آنگاه در ذيل آن مىگويد : « شايد مراد از اين قبيل روايات معناى مقصود از آيه باشد نه نزول لفظى آن » . « 128 »
از آنچه گذشت درمىيابيم كه علّامه روش ثابت و فراگيرى در بررسى قرائتها ندارد . لذا گاهى قرائت مصحف را ترجيح داده و به آن استناد مىجويد و گاهى قرائتهاى ديگر را ترجيح مىدهد زيرا با سياق آيات تناسب دارد يا بواسطه آنكه از خود قرآن تائيدى براى آن يافت مىشود . بطور كلّى علّامه در تفسير خود توجّه زيادى نسبت به قرائتهاى مختلف نداشته است .
7 - آيات الاحكام از ديدگاه علّامه
تفسير الميزان مباحث فقهى را بطور وسيع در بر ندارد . علّامه از اقوال فقها و مذاهب آنها استفاده نكرده و متعرّض مباحثى كه اختصاص به مسائل فقهى و آيات احكام دارد ، نشده است ، مگر به قدر اندكى كه پرده از مقصود آيه بردارد .
و بدين ترتيب علامه از روش اختصار در توضيح آيات مربوط به احكام شرعى پيروى كرده است . زيرا - بگفته علّامه - جاى اين موضوع ، علم فقه است . « 129 »
شايد اين روش ، دليل عدم جامعيّت الميزان بشمار آيد يا اين توهّم را ايجاد كند كه علّامه در اين فنّ اطلاعات وسيعى ندارد ولى اگر انصاف دهيم مىبينيم كه او مدّت طولانى از عمر خويش را در تحصيل فقه و اصول فقه گذرانده
هامش
( 128 ) - الميزان : 4 / 289 ، نساء : 24 .
( 129 ) - الميزان : 1 / 11 - مقدمه .