كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ »
. « 37 »
علّامه تنها به ايجاد مناسبت بين آيات اكتفا نكرده بلكه غالبا به بيان ارتباط محكم بين اجزاء يك آيه مىپردازد .
در تفسير آيهء :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ »
علّامه وجه مناسبت را بين دو كلمه « الناس » و « ربكم » مىداند و مىگويد :
علّت اينكه خطاب متوجّه تمام مردم است نه خصوص مؤمنين و راز اينكه گفته نشده « اتقوا اللّه » بلكه فرموده : « اتقوا ربّكم » اينست كه : وصف آفرينندگى براى همه مردم بدون تخصيص به مؤمنين از خصوصيات ربوبيّت است كه عهدهدار امر تدبير و تكميل مىباشد نه از شئون الوهيت . « 38 »
از آنچه گذشت درمىيابيم كه علّامه از مسئله « نظم » بين آيات غفلت نورزيده و حتّى كوشش زيادى در توضيح جوانب مختلف بحث را داشته است و رعايت و توجّه به نظم كلام براى هر مفسّرى واجب و ضرورى است . « 39 »
3 - مكّى و مدنى از ديدگاه علّامه
در تعريف مكّى و مدنى سه قول وجود دارد : اوّل اينكه مكان نزول ملاك تشخيص مكّى از مدنى است و دوّم اينكه مخاطبين ، ملاك مىباشند . مكّى آنست كه اهل مكّه را مخاطب ساخته و مدنى آنست كه اهل مدينه را مخاطب مىسازد و قول سوّم كه در ميان علماء نيز مشهور است اينست كه مكّى آنست كه قبل از هجرت نازل شده اگر چه در مدينه نازل شده باشد و مدنى آنهائى است كه بعد از هجرت نازل شده اگر چه در مكّه بوده است . « 40 »
هامش
( 37 ) - الميزان : 11 / 284 ، 383 ، رعد : 1 / 43 .
( 38 ) - الميزان : 4 / 134 ، نساء ؛ براى اطلاع نسبت به نمونهاى ديگر كه وجوه مناسبت بين آيات را بيان مىكند ، ن . ك :
الميزان : 1 / 222 ، 259 ، 317 ، 393 ؛ 2 / 95 ، 440 ؛ 3 / 222 ، 253 ، 260 ؛ 4 / 151 ، 279 ، 387 ؛ 5 / 152 ؛ 6 / 27 ؛ 8 / 204 ، 353 ؛ 9 / 141 ؛ 13 / 227 ، 405 ؛ 14 / 75 ، 362 ، 712 ، 412 ؛ 17 / 228 .
( 39 ) - البرهان ، تأليف : زركشى : 1 / 317 .
( 40 ) - همان كتاب : 1 / 187 .