وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ »
و آيهء :
« ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »
. « 7 » و خداوند در موارد بسيارى از قرآن ، تقليد كوركورانه را مورد نكوهش قرار داده است . « 8 »
2 - مفسّر قرآن ، علّامه ذكر مىكند كه قرآن مردم را به كاربرد روشهاى عقلى صحيح فرا مىخواند .
آنجا كه مىفرمايد :
« فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ »
علّامه از اين آيه استفاده كرده كه :
« اولو الالباب » همان صاحبان خرد مىباشند و عقل همان است كه بهوسيله آن ، راهيابى بسوى حقّ حاصل شود و نشانه آن تبعيّت از حقّ است . « 9 » اين مطلب از آيهء :
« وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ »
« 10 » نيز استفاده مىكند . در تفسير آيهء :
« وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ »
همين مطلب را مورد تائيد قرار داده و مىگويد : منظور از عقل در اين آيه : عبارت است از پايبندى انسان به حقايقى كه بدانها فرا خوانده مىشود و راهيابى عقل به آنكه ذات بارى تعالى حقّ است و اينكه در برابر حقيقت بايد تسليم شد و آنچه از آيه مزبور استفاده مىشود ، وجوب انديشيدن دربارهء حقيقت است ، كه عدم درك حقيقت انسان را به دوزخ مىكشاند . « 11 »
علّامه گفتار كسانى را كه مىگويند : « علم منطق اگر طريقى براى رسيدن به حقايق باشد نبايستى در بين اهل منطق اختلاف نظر وجود داشته باشد » ؛ ردّ كرده و در توضيح اين مطلب بيان مىدارد كه خطا در كاربرد منطق است نه در خود منطق . منطق وسيله پرهيز از خطا و لغزشى فكر است ( همانند
هامش
( 7 ) - الميزان : 5 / 255 ، روم : 24 ، لقمان : 13 ، ابراهيم : 10 ، عنكبوت : 45 ، مائده : 6 .
( 8 ) - الميزان : 1 / 421 - 424 .
( 9 ) - الميزان : 5 / 258 ، 17 / 251 ، زمر : 17 - 18 .
( 10 ) - الميزان : 10 / 300 ، بقره : 130 .
( 11 ) - الميزان : 19 / 353 ، ملك : 10 .