مثالى ديگر :
« ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ »
. علّامه مىگويد : منظور از « و لدينا مزيد » اينست كه در نزد ما براى ايشان افزونتر از آنچه مىخواهند وجود دارد ؛ همانطوركه از سياق آيه نيز استفاده مىشود و اگر براى آنها تحقّق هر چيزى كه تعلّق ارادهشان بدان ممكن است ميسّر باشد و همه آمال و آرزوهايشان برآورده گردد . زائد بر آن كمالاتى خواهد بود كه ما فوق تعلّق مشيّت آنهاست ، چرا كه ما فوق تعلّق علم آنهاست . سپس در توضيح مطلب مزبور ، روايتى از انس بن مالك در درّ المنثور در ارتباط با « و لدينا مزيد » ذكر مىكند كه انس مىگويد : مقصود آيه ظهور و تجلّى خداوند عز و جل براى آنهاست . « 160 » همچنين وى از روايات مقطوعه استعانت جسته است . ( مقطوع كه جمع آن مقاطع و مقاطيع است همان روايات وارده از تابعان چه گفتار و چه اعمال آنهاست و با روايت منقطع متفاوت است و سلسله سند تنها به تابعان مىرسد ) . « 161 »
بعنوان مثال : در تفسير آيه
« وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ »
علامه دو معنا براى مسجور ذكر كرده است :
1 - راغب اصفهانى در كتاب مفردات گويد كه « سجر » : برافروختن آتش است .
2 - آنچه در كتاب مجمع البيان آمده كه مسجور يعنى : پر شده . مثلا :
« سجرت التّنور » يعنى : تنور را پر از آتش كردم . علّامه توضيح مىدهد كه آيه به هر دو معنا تفسير شده است و سپس روايتى را از قتاده ذكر مىكند كه منظور از
« الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ »
دريايى است كه لبريز باشد . « 162 »
مثال ديگر :
در تائيد معناى آيهء :
« وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ وَ ما لَهُمْ أَلَّا
هامش
( 160 ) - الميزان : 18 / 355 ، 358 ، ق : 34 - 35 ، درّ المنثور : 6 / 108 .
( 161 ) - مقدمهء ابن صلاح فى علوم الحديث ، ص : 19 .
( 162 ) - الميزان : 19 / 7 - 8 ، طور : 6 ، المفردات : راغب ، ص : 224 ، مجمع البيان : 15 / 163 .