طوسى در تفسير تبيان و ابو على طبرسى در مجمع البيان و ساير مفسّران شيعه از گفتههاى صحابه و تابعين كمك گرفته و در بيان و توضيح آيههاى قرآنى از آنها استفاده كردهاند . « 156 » درست است كه گفتههاى صحابه و تابعين بهخودىخود حجيّت ندارد و بىنياز از نقد و بررسى نيست ؛ در عين حال اين گفتهها بر كلام ساير مفسّران مقدّم خواهد بود . دليل اين مطلب آنست كه صحابه و تابعين از آن جهت كه يا زمان نزول قرآن را درك كرده و يا فاصله كمى با زمان نزول قرآن داشتهاند ، درك روشنترى از آيههاى قرآنى دارند . « 157 » با توجّه به چنين موضعگيرى ، علّامه از گفتار صحابه و تابعان نيز استفاده نموده و بعضى را به نقد و بررسى نهاده است . در تفسير الميزان گفتههاى زيادى از صحابه و تابعين به چشم مىخورد كه علّامه از آنها استفاده كرده است و از تعدادى روايات « موقوفه » نيز استعانت جسته است . ( روايات موقوفه آنست كه : از گفتار يا كردار صحابه سخن مىگويد و سلسله سند آن تنها به صحابه منتهى مىشود و به پيامبر ( ص ) نمىرسد ) . « 158 » بعنوان مثال : در تفسير آيه :
« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً »
مىگويد : معناى آيه اينست كه ، خداوند از صدق و اخلاص مؤمنان ، هنگام بيعت با پيامبر آگاهى دارد . پس جملهء :
« فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ »
مترتب است بر
« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ »
چرا كه عمل در صورتى مورد رضايت خداوند قرار مىگيرد كه همراه با صدق نيّت و اخلاص باشد نه اينكه صرف ظاهر و شكل عمل براى مقبوليت آن كافى باشد . آنگاه روايت ابن عباس در درّ المنثور را ذكر كرده كه مىگويد : همانا آرامش روح بر كسانى نازل شد كه وفادارى آنها مشخص شده بود . « 159 »
هامش
( 156 ) - شيخ طوسى ، تفسير تبيان ، تحقيق احمد حبيب عاملى ، بيروت ، مؤسسهء اعلمى : 1 / 246 ، 290 ، 381 ، 6 / 278 ، 406 ، 448 كه به اين موارد محدود نمىشود . و مجمع البيان : 4 / 214 ، 301 ، 459 ، 5 / 150 ، 298 ، 511 و موارد ديگر .
( 157 ) - مقدمة فى اصول التفسير : ابن تيميّه ، ص : 95 .
( 158 ) - مقدمة ابن صلاح فى علوم الحديث ، ص : 18 .
( 159 ) - الميزان : 18 / 285 ، 292 ، الفتح : 18 ، درّ المنثور : 7 / 74 .