حضور در پيشگاه خداوند و گفتگو با وى بوده است . « 78 »
د - علّامه در ترجيح آراء مفسّران بر يكديگر ، از سياق آيات استمداد مىجويد . بعنوان مثال كلام آلوسى در روح المعانى را نيكو شمرده آنجا كه حضرت موسى ( ع ) رسالت را براى برادرش هارون درخواست مىكند :
( فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ )
تا در امر رسالت شريك او بوده و در تبليغ ياور و تصديقكنندهء وى باشد .
نه اينكه بخواهد از مسئوليّت رسالت شانه خالى كند . چرا كه سياق آيات دلالت دارد كه « فارسل » بين سه جمله اوّل « 79 » و جمله چهارم يعنى
« وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ »
قرار گرفته است و اين نشانه آن است كه با آن سه جمله ارتباط دارد . اگر سخنان موسى از باب تعلّل و شانه خالى كردن بود ، مىبايست جملهء : « فارسل » آخر همه جملات درآيد نه ما قبل آخر . « 80 »
علّامه ، كلام زمخشرى كه كلمه « عباد » در آيهء :
« وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ »
را به مخلصين يا معصومين تفسير كرده ، صحيح نمىداند چه اينكه لازمهء آن اينست كه بگوئيم خداى سبحان ايمان را براى مؤمنان و كفر را براى كافران پسنديده است ، مگر معصومين كه از ايشان تنها ايمان خواسته و از كفر حفظشان فرموده است .
ولى سياق آيه با در نظر گرفتن ابتداى آيه يعنى جمله :
« إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ »
اين تفسير را نمىپذيرد . « 81 » در ذيل آيهء :
« وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ »
علّامه از زمخشرى سه وجه در اين آيه نقل كرده است :
1 - من اوّلين كسى هستم كه در عصر خود و از بين قوم خود ، اسلام آوردهام .
هامش
( 78 ) - الميزان : 14 / 139 و 159 ، طه : 12 و الميزان : 19 / 114 .
( 79 ) - آيات :( وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ، قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لا يَتَّقُونَ قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ ).
شعراء : 10 - 12 .
( 80 ) - الميزان : 15 / 259 ، شعراء : 13 - 14 .
( 81 ) - الميزان : 17 / 240 و زمر : 7 . براى اطلاع مراجعه كنيد : الميزان : 1 / 317 ، 6 / 169 ، 10 / 82 ، 147 ، 14 ، 63 ، 270 ، 15 / 226 ، 17 / 79 ، 147 / 183 ، 235 .