اقوال و پليدىهاى آنان را بيان مىكند . « 75 »
ج - علّامه در قبول و ردّ روايات از سياق كمك گرفته و استفاده از اين اسلوب را دربارهء رواياتى كه شأن نزول را بيان مىكند ، بسيار به كار برده است . در قبول اكثر اين روايات ، آنچه را مناسب سياق بوده ، پذيرفته است . از آن جمله روايتى است كه در درّ المنثور از حضرت على ( ع ) نقل كرده كه فرمودند : به خدا سوگند آيهء :
« وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ . . . »
دربارهء ما كه در جنگ بدر شركت كرده بوديم نازل شد . مؤلف الميزان در ذيل اين روايت مىگويد : وقوع اين جمله در آيه مزبور ، در سياق آيات مكّى سورهء اعراف با نزول آيه در روز بدر يا دربارهء جنگجويان بدر منافات دارد . شاهد ديگر اين مطلب آنست كه در آيهء :
« وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ »
نيز در سياق آيات بهشتيان است كه مكّى مىباشد . « 76 »
از موارد ديگرى كه سياق آيات ، روايت وارده دربارهء آن را مىپذيرد ؛ روايت امام صادق ( ع ) است كه مىفرمايد : « صبغة اللّه » در آيهء :
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ »
همان اسلام است . اين آيه در سياق آيات مربوط به يهود و نصارى مىباشد و از دعوت آنها به دين يهود و مسيحيّت ، سخن مىگويد و بدنبال آن تهديد خداوند خطاب به آنها را ذكر مىكند كه اگر از دين حقّ روىگردان شوند بر باطل خواهند بود . البته خداوند پيامبرش را از شرّ آنها حفظ و كفايت مىكند و خداوند شنوا و دانا است . « 77 »
همچنين علّامه روايتى كه در ذيل آيهء :
« إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً »
نقل شده كه مىگويد : كفشهاى موسى ( ع ) از پوست الاغ مرده بود ؛ را مردود مىشمارد و معتقد است بيرون آوردن كفش براى احترام به آن مكان مقدّس بوده و آن را از سياق آيات استفاده نموده زيرا آن مقام ، مقام
هامش
( 75 ) - الميزان : 9 / 305 ، توبه : 49 و براى اطلاع مراجعه كنيد : الميزان : 1 / 222 ، 10 / 54 ، 13 / 273 .
( 76 ) - الميزان : 8 / 139 و اعراف : 43 و حجر : 47 .
( 77 ) - الميزان : 1 / 315 ، بقره : 138 و براى اطلاع ن . ك : الميزان : 1 / 333 ، 6 / 39 ، 8 / 139 ، 16 / 280 .