اينكه آنها با دعوت پيامبر ( ص ) هدايت نمىشوند . يعنى آنچه را سبب هدايتشان بود ، باعث عدم هدايت قرار دادند . « 70 »
پس از ذكر موارد مزبور ، اين سؤال مطرح مىشود كه : آيا اصل سياق ، اثر آشكارى در تفسير الميزان به جاى گذاشته است ؟ در جواب مىگوئيم : تحقيقا علّامه در تفسير آيات ، اصل سياق را مدّ نظر داشته و اين در الميزان بوضوح مشاهده مىشود و در اغلب موارد به آن اشاره مىكند . در اينجا مواردى از استفاده سياق در الميزان را ذكر مىكنيم :
الف - علّامه براى كشف معانى و روشن شدن مقصود آيات از سياق استفاده كرده است . بعنوان مثال در تفسير آيهء :
« قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ »
، مىگويد : معناى آيه بهطورىكه از سياق برمىآيد اينست كه : امر نزول قرآن مربوط به مشيّت خداست نه مشيّت من ، زيرا من فرستادهء خدايم و اگر خدا مىخواست قرآن ديگرى نازل كند و مشيّت او به اين قرآن تعلق نگرفته بود من اين قرآن را براى شما نمىخواندم و آن را به شما ياد نمىدادم . من پيش از نزول قرآن عمرى را در بين شما بسربرده و با شما زندگى كردهام و شما اين را دريافته بوديد كه من هيچ خبرى از وحى قرآن نداشتم ، اگر اين مسئله مربوط به من و بدست من بود قبل از اين بدين امر مبادرت مىكردم . پس اين امر به هيچ وجه مربوط به من نيست و تنها مربوط به مشيّت خداست . مشيّت او به اين قرآن تعلق گرفته نه غير آن ؛ آيا تعقل نمىكنيد ؟ « 71 »
در تفسير آيهء :
« وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ »
علّامه مىگويد : از ظاهر سياق برمىآيد كه جمله : « اذ قضى الامر » براى توضيح جملهء : « يوم الحسرة » مىباشد . در نتيجه اشارهاى است به اين نكته كه حسرت از ناحيهء پايان يافتن مهلت مىآيد و اين امر وقتى باعث حسرت مىشود
هامش
( 70 ) - زمخشرى : كشّاف ، بيروت ، انتشارات دار المعرفة ، 2 / 489 و كهف : 57 .
( 71 ) - الميزان : 10 / 28 - 29 و يونس : 16 .