تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
خلق كرده است . « 66 » ليكن با در نظر گرفتن سياق آيات درمىيابيم كه آيهء مزبور به نقل از كلام ابراهيم ( ع ) خطاب به قوم خود و نكوهش آنها بعلّت عبادت بت‌ها است و معناى آيه - در سياق نكوهش شرك اينست كه آنچه از بت‌ها مىپرستند ، در اصل مخلوق خداست ، همان‌طوركه خود آنها مخلوق خدايند . « بنابراين در نظر گرفتن سياق و تناسب و رابطهء بين فصول قرآن و مجموعه‌هاى آيات ، در فهم موضوعات و اهداف قرآن ، بسيار ضرورى و مفيد است . » « 67 » سياق از بزرگترين قرائنى است كه بر مقصود متكلّم دلالت مىكند . مانند آيهء :
« ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ »
كه سياق آيه مىرساند كه مخاطب فردى ذليل و حقير است . « 68 » در تعريف سياق مىتوان گفت : « سياق عبارتست از نشانه‌هايى كه معنى لفظ مورد نظر را كشف كنند چه اين نشانه‌ها ، نشانه‌هاى لفظى باشند مانند : كلماتى كه با لفظ مورد نظر ، كلام واحدى را با اجزاء بهم پيوسته و مرتبط به يكديگر تشكيل مىدهند و چه اين نشانه‌ها ، قرائن حاليّه‌اى باشند كه كلام را در برگرفته و بر معناى خاصّى دلالت دارند . » « 69 » معتزله از اصل سياق در تفسير استفاده كرده‌اند ، چه اينكه سياق مستلزم نگرش عقلى به آيات است مخصوصا در آياتى كه ظاهر آن دالّ بر جبر بوده و جبريون بعد از جدا كردن آنها از سياق ، به آن احتجاج كرده‌اند . نفى هميشگى هدايت در آيه :
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً »
- بگفته زمخشرى - بخاطر تصميم قطعى آنها به روى گرداندن از آيات الهى است و اين مطلب از سياق آيه استفاده مىشود . وى در مورد « اذا » در تفسير آيه فوق الذكر مىگويد : « اذا » براى جزا و جواب است و دلالت دارد بر
هامش
( 66 ) - بنگريد : منهج ابن القيم فى التفسير ؛ محمد احمد السنباطى ، قاهره ، انتشارات اميرى ، 1393 ه . ق ، ص : 58 . ( 67 ) - محمد عزت دروزه : القرآن المجيد ، بيروت ، ص 204 . ( 68 ) - خالد عبد الرحمن العك : اصول التفسير ؛ دمشق ، 1388 ه ، ص 71 و دخان : 49 . ( 69 ) - سيد محمد باقر صدر : دروس فى علم الاصول ، قسمت اول ، بيروت ، 1978 م ، چ 1 ، ص 130 .