فسّر القرآن برأيه فليتبوّأ مقعده من النّار » : - از آن نهى شده - تفاوت دارد ، زيرا در اين اسلوب ، قرآن با قرآن تفسير مىگردد نه توسط رأى مفسّر . « 22 » سپس در توضيح آن مىافزايد : « روشهاى ديگر از قبيل تفسير به رأى ، محدود بوده و نيازهاى نامحدود را پاسخگو نيست . اين اسلوب را روش نوين مىگويند » . « 23 »
در مورد روش علّامه در تفسير قرآن به قرآن ، لازم به تذكّر است كه گرچه ديگران قبل از وى بدان پرداخته بودند ، ولى علّامه روش مخصوص به خود داشته و داراى روح قرآنى آشكارى مىباشد . تا آنجا كه تفاسير قبل از وى را مطالعه كردم در اغلب موارد براى استدلالهاى قرآنى ، كه براى فهم معنى از آنها استمداد مىجويد ، شباهت زيادى نيافتيم .
مىتوان روش ( تفسير قرآن به قرآن ) علّامه را بدين صورت بيان كرد كه وى شيوههاى متعدّدى را در پيش گرفته است . از جمله :
الف - استمداد از تعدادى آيات قرآن در بيان معناى مجمل و مبهم در آيهء :
1 - در آيه
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ . . . »
( 68 / مائده ) وى در صدد اين بوده كه معناى آيهء :
« لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ »
را تبيين نمايد . چرا كه ، در اين آيه ابهاماتى وجود دارد و احتمال معانى متعدّدى در آن مىرود كه موجب مىشود فهم آيه مزبور به دقّت و تدبّر بيشترى نياز داشته باشد .
علّامه از همين آيه و آيات ديگر استفاده كرده كه معناى جمله
« لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ »
كنايهاى است از اينكه اهل كتاب فاقد پايگاهى هستند كه بتوانند با تكيه بر آن تورات و انجيل و ساير كتب آسمانى را بپادارند . با اين توضيح كه اگر كسى بخواهد كارى را با شدّت و قوّت انجام دهد ، لازمست كه به جايگاه
هامش
( 22 ) - علّامه طباطبائى : قرآن در اسلام ، ص : 65 ، سنن ترمذى ؛ باب تفسير القرآن ؛ بخش : « ما جاء فى الذى يفسر القرآن برأيه » .
( 23 ) - قرآن در اسلام : ص 65 .