تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
از آنچه گفته شد ، درمىيابيم كه علّامه طباطبائى شيوه تفسير قرآن به قرآن را بعنوان شيوه اساسى در كشف معانى قرآن و آگاهى بر مدلولهاى آن اختيار نموده است . وى هنگام تفسير آيات و آگاهى از مقاصد آن ، به نتايج اين
هامش
قرآن را كه طرف مقابل آنها نقل مىكند ، تضعيف نموده و معتقدند كه حديث صحيحى كه مخالف قرآن باشد ، وجود ندارد . د . عبد المجيد محمود : الاتجاهات الفقهية عند اصحاب الحديث فى القرن الثالث هجرى ، قاهره ، انتشارات دار الوفاء ، 1399 ه . ق ، ص : 205 . ابن حزم ( متوفى 457 ه . ق ) مىگويد : خبر صحيحى كه مخالف قرآن باشد اصلا وجود ندارد و هر حديثى كه مبين شريعت است از دو حال خارج نيست يا به قرآن افزوده مىشود و اجمال آن را بيان مىكند يا از آن استثناء شده كلّيت آن را تبيين مىنمايد و حالت سومى وجود ندارد . ن . ك : ابن حزم : الإحكام فى اصول الأحكام ؛ تحقيق محمد احمد عبد العزيز ، قاهره ، انتشارات امتياز ؛ 1398 ، چ 1 ، 2 / 255 به بعد . اخباريين حديث عرضه سنت بر قرآن را به عنوان ساختگى بودن مردود مىدانند . ( د . محمد بن محمد ابو شبهه ، اعلام المحدّثين ، انتشارات دار الكتاب العربى ، مصر ، ص 13 - 14 ) . همچنين ابن حزم اين احاديث را ضعيف شمرده و « حسين بن عبد اللّه » يكى از رجال اسناد اين گونه احاديث را به الحاد و زندقه متهم كرده است . وى در ردّ اين گونه احاديث چنين استدلال مىكند : عرضه احاديث بر كتاب كه وى گفته بر خلاف آيات ذيل است :« وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا »( 7 / حشر ) و« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ »( 80 / نساء ) و« لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ »( 105 / نساء ) . ن . ك : الإحكام فى اصول الأحكام : ابن حزم : 2 / 249 - 254 . اخباريين در اثبات عدم وجوب عرضه سنت بر قرآن به حديثى از رسول اكرم ( ص ) استناد كرده‌اند كه مىفرمايد : به زودى مردى بر اريكه خود تكيه زند و حديثى از من نقل كند و گويد : كتاب خدا ميان ما و شما است ، پس آنچه را از حلال در آن يافتيم ، حلال دانسته و آنچه را حرام يافتيم ، حرام مىدانيم . به هوش باشيد كه آنچه رسول خدا بر شما حرام كرده مانند اينست كه خدا آن را حرام كرده باشد . ( سنن ابن ماجه : مقدمه ، بخش : اتباع سنة الرسول ) . در مقابل اين گروه پيروان اصل عرضه اخبار بر قرآن قرار دارند كه ابو يوسف آن را تائيد كرده و اكثر حنفىها از وى تبعيت نموده‌اند و عرضه اخبار بر قرآن را از اصول نقد حديث مىدانند . از اين دسته مىتوان سرخسى را نام برد . شاطبى مؤلف : « الموافقات » نيز اين اصل را تائيد كرده است ، همچنين مالك روش حنفىها را با اندكى اختلاف پذيرفته است . ( د . عبد المجيد محمود : الاتجاهات الفقهية ؛ ص : 202 - 205 ) . مالك خبر واحد را كه با عمل اهل مدينه يا قياس همراه نباشد ، مردود مىداند ( محمد ابو زهره : ابن حنبل حياته و عصره ، آراؤه و فقهه ، مصر ، انتشارات دار الفكر العربى ، ص : 218 ) . شيعه نيز اين اصل را پذيرفته است زيرا روايات زيادى از نبى اكرم ( ص ) و ائمه ( ع ) در اين زمينه نقل شده است . قطع نظر از تضعيف هر گروه گروه ديگر اصل عرضه اخبار بر قرآن كريم ابتدا توسّط صحابه پيامبر ( ص ) انجام مىگرفت . ابو زهره مىگويد : ابو بكر صحابه پيامبر را جمع كرد و به ايشان دستور داد تا هر حديثى را كه مخالف كتاب خدا باشد ، مردود بدانند .