تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
كه علّامه در اين تفسير بگونه‌اى روش قرآنى را در پيش گرفته ، كه بيشترين استناد و استنباط از آيات و تعمّق و تدبر در آنها ، براى كشف معانى قرآن و آگاهى از مضامين يا مفاهيم آن را داشته است . كسى كه الميزان را مطالعه كند به كثرت بيان و استدلال به قرآن ، جهت وضوح معنا و كشف مفاهيم آيات واقف مىگردد . شواهدى كه در بحث شيوه علّامه در تفسير قرآن به قرآن ذكر خواهيم كرد ؛ به علاوهء مطالبى كه در بخش آينده در ضمن نظرات علّامه در مورد آراء مفسّرين و روايات خواهد آمد ، شمّه‌اى از اين استناد را آشكار مىسازد . علّامه در تفسير آيهء :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
مطالبى را بطور خلاصه ذكر مىكند : 1 - قرآن ، كتابى است كه فهم افراد معمولى نيز بدان دسترسى دارد 2 - آيات قرآن مفسّر يكديگرند ؛ « 14 » زيرا كه خداى تعالى ، خود آنان را براى تدبّر در آيات قرآن دعوت كرده است تا با انضمام آيات به يكديگر عدم اختلاف ميان آنها ، براى مردم آشكار گردد ، علاوه بر اينكه قرآن مردم را به تحدّى فرا خوانده و لازم است حد اقل بتوانند آن را درك كنند تا تحدّى قرآن لغو و بيهوده نباشد . « ابن خلدون » در مقدمه خود در دلالت آشكار قرآن بر معانيش چنين مىگويد : « قرآن به زبان عربى و بر اساس اسلوبهاى بلاغت عرب نازل شده است ، بنابراين ، همه عربها آن را مىفهميدند و معانى كلمات و تركيبات آن را مىدانستند » . « 15 » « ذهبى » نظر ابن خلدون را به اين دليل مردود دانسته كه اصحاب در فهم بعضى آيات قرآن كريم اختلاف داشتند . « 16 » حقيقت اينست كه اختلاف صحابه در فهم بعضى آيات قرآن بمعنى عدم اتّفاق آنها در فهم اجمالى آيات نيست ، زيرا
هامش
( 14 ) - الميزان : 5 / 20 و نساء : 82 . ( 15 ) - ابن خلدون : المقدمه ؛ بيروت ، 1956 ، 4 / 792 . ( 16 ) - التفسير و المفسّرون : 1 / 33 - 36 .