قديم ، اصرار و پافشارى كرده و در مقابل آنان كه مىگويند : اقوال قدما را بايد به خودشان واگذار كرد ، ترديد نمودند و اهميّت خاصّى براى تفسير گذشتگان قائل شدهاند و بعضى ديگر گمان كردهاند كه تجدّد به معناى خروج از اصول معروف و قواعد موروثى گذشتگان است . از نمونههاى تفسير الحادى كه براى قرآن نگاشته شده ، مىتوان تفسير : « الهداية و العرفان فى تفسير القرآن » را نام برد . كميتهاى متشكّل از تعدادى علماء ، مؤلف اين تفسير را : « دروغگو و افترازننده » توصيف نموده و حكم مصادره و جمعآورى كتاب را صادر كردند . چرا كه مؤلّف آن در تفسير قرآن ، جايگاهى براى سنّت قائل نيست ، همچنانكه وجود معجزهء پيامبران ( ص ) و فرشتگان و جنّ و شياطين را منكر است و احكام دين را كه علماء در آن اتّفاق نظر دارند انكار مىكند . « 80 »
محمّد عبده و پيروان مكتبش در تفسير قرآن ، موضع معتدلى پيش گرفته و مطالب تمدّن جديد را با اصول قديم تفسير درآميختند و براى رهايى از تنگنائى كه ناشى از برخورد و تناقض ميان مطالب قديم و جديد بود ، بناچار باب اجتهاد را گشودند . اين مسئله در عمل ، براى محمّد عبده و مكتب تفسيرى وى رخ داد .
همچنانكه مسئله اجتهاد ، نزد اكثر مفسّران و در جوامع متعدّد اسلامى بوجود آمد . « 81 »
تحت اين شرايط ، تفسير جهت سياسى به خود گرفت ، سياستى كه تابع شرايط آن زمان و نيازهاى ناشى از تكامل تمدّن بود .
دكتر عفّت شرقاوى مىگويد : از ديدگاه اسلامى ، حركت جديد تفسيرى ،
هامش
( 80 ) - التفسير و المفسّرون : ذهبى : 2 / 532 - 546 .
( 81 ) - اتّجاهات التفسير فى مصر فى العصر الحديث : ص 63 ، 105 - 106 ، 113 - 114 ، 116 - 117 و ن . ك : د . محمّد ابراهيم شريف : اتّجاهات التجديد فى تفسير القرآن الكريم فى مصر فى القرن العشرين ، رساله دكترا ، دانشكدهء دار العلوم ، قاهره ، ص : 37 - 39 .
جواد تسيهر مىگويد : اجتهاد اصل اساسى در اصلاح هند مىباشد و بدين وسيله حجيّت تقليد از منابع مذهبى را مردود شمرده است . ( ن . ك : مذاهب التفسير الاسلامى ؛ تحقيق : د . عبد الحليم نجّار ، قاهره ، 1374 ه ، 2 / 344 - 345 ) .