تفسير ، بعد از نهضت جديد
از آنچه گذشت ، دانستيم كه علم تفسير از ابتداى پيدايش تا كنون از عوامل زيادى تأثير پذيرفته است . در اين مدّت ، مسلمانان در كتاب خدا به تأمّل پرداخته و معانى آيات را كشف مىكردند . تفسير ، رنگهاى مختلفى به خود گرفت و از دورانهاى پى در پى فعاليّت فكرى مسلمانان و نيازهاى مقطعى آنها تأثير پذيرفته بود تا اينكه ، تفسير در جوانب مختلف و معروف لغت ، بلاغت ، نحو ، فقه ، رنگ مذهبى و فلسفى و غيره ، استقرار يافت . مفسّران پيشگام ، تا حدّ زيادى به بحث و تحقيق در اين امور پرداختند و بعد از آن علم تفسير مانند علوم ديگر دچار ركود و جمود شد . اگر چه كوششهاى محقّقان به صورت ترديد در گفتار گذشتگان ، جمعآورى مطالب آنان ، شرح مطالب پيچيده و غامض ، بررسى و ابطال مباحث ضعيف يا ترجيح دادن رأيى بر رأى ديگر ، پديد آمد ولى بهر حال