ديگر اينكه قائل به امام باطن و پنهان مىباشند . « 67 »
باطنيه در تفسير قرآن ، به باطن آن توجّه دارند و تفسير به ظاهر قرآن را مردود مىشمارند و مىگويند : براى قرآن ظاهرى و باطنى است . مقصود اصلى ، باطن قرآن است نه ظاهر كه برگرفته از معناى لغوى آن باشد . نسبت باطن قرآن به ظاهر آن مانند نسبت مغز يك چيز به پوست آن است و آنكس كه به ظاهر قرآن تمسّك جويد ، آنچنان كه در قرآن آمده ، معذّب مىشود و كسى كه باطن آن را بگيرد ، ديگر به ظاهر آن عمل نمىكند و اين آيه را در اثبات ادعاى خود بعنوان شاهد آوردهاند كه مىفرمايد :
« فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ »
. « 68 »
غزالى دربارهء باطنيّه مىگويد : هنگامى كه باطنيه نتوانستند مردم را از قرآن و سنت بازدارند ، از اهداف و مقاصد آنها بازداشتند و بسوى اباطيل آرايششده ، منصرف نموده و با اين مطالب ، معانى شرعى را ابطال كردند و اعتقاد داشتند كه ظاهر تكاليف و مسئله حشر و نشر و امور الهى همگى مثالها و رمزهايى براى باطن است . « 69 » غزالى نمونههاى زيادى از تفسيرهاى باطنيّه را ذكر كرده كه ما در اينجا بعضى از آنها را نقل مىكنيم :
جنابت از نظر باطنيه ، مبادرت فرد اجابتكننده در افشاى سرّ است قبل از اينكه به رتبه استحقاق برسد . معناى غسل ، تجديد عهد است براى كسى كه به افشاى اسرار پرداخته است . امّا زنا ، همان القاى نطفهء علم باطن در وجود كسى است كه عهد و پيمان با وى منعقد نشده است و احتلام ، آنست كه زبان وى سرّ الهى را در غير محلّ اصلىاش افشاء كند ، پس بر اوست كه غسل كند يعنى تجديد عهد نمايد .
هامش
( 67 ) - شهرستانى : الملل و النّحل ؛ تحقيق عبد العزيز محمد وكيل ، قاهره ، انتشارات حلبى : 1 / 191 - 198 .
( 68 ) - الفرق بين الفرق : بغدادى ؛ ص 181 و ن . ك : مناهل العرفان : زرقانى : 2 / 74 و حديد : 13 .
( 69 ) - غزالى : فضائح الباطنية ؛ تحقيق عبد الرحمن بدوى ، قاهره ، انتشارات دار القوميه ، 1383 ه ، ص 55 .