شده از قبيل آيات :
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ،
ما نازل كرديم قرآن را در شب قدر » ، « 1 » و
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ ،
ما نازل كرديم قرآن را در شبى مبارك » ، « 2 » دلالت بر نازلكردن يكپارچه قرآن دارد بهطورى كه حقيقت قرآن ، يعنى كتاب مبين ، بر قلب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در يك شب نازل شده است .
اين تعبير و نازل شدن يكپارچه به دو اعتبار مىتواند باشد ، يكى به اعتبار اينكه مجموع و روى هم رفته قرآن و يا بعضى از آن يكپارچه و يك دفعه نازل شده هرچند كه تكتك آياتش به تدريج نازل شده باشد ، همچنانكه درمورد باران با اينكه قطرهقطره نازل مىشود ، ولى به اعتبار اينكه مجموع بارانها و قطرات مفيد فائده بوده تعبير مىكند به اينكه
« كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ ،
مثل آبى كه ما آن را از بالا نازل كردهايم » . « 3 »
دوم به اعتبار اينكه كتاب ماوراى آنچه ما با فهم عادى خود از آن مىفهميم ، كه معلوم است فهم عادى ما مستلزم آن است كه آياتش را جداجدا تدبّر كنيم ، و خود هم جداجدا و به تدريج نازل شود ، حقيقت ديگرى دارد كه به لحاظ آن حقيقت امرى واحد و غيرتدريجى است ، و نزولش به انزال ( يكدفعه ) است ، نه تنزيل ( نزول به تدريجى ) .
هامش
( 1 ) . سورهء قدر ، آيهء 1 .
( 2 ) . سورهء دخان ، آيهء 2 .
( 3 ) . سورهء كهف ، آيهء 45 .