توضيح اينكه : هر مركبى را از چند جزء تركيب يافته در نظر بگيريم ، وجودش يك نسبت به مجموع و كل اجزاء دارد ، و يك نسبت به وجود تكتك اجزاى خود ، اگر نسبتى را كه به كل اجزا دارد در نظر بگيريم موجود واحدى خواهد بود ، موجودى كه نه تدريج مىپذيرد و نه تقسيم ، و اگر نسبتى را كه وجود آن با وجود تكتك اجزايش دارد در نظر بگيريم البته يك چيز ، چند چيز خواهد بود ، و تدريج هم مىپذيرد ، همچنانكه مىبينيم قرآن كريم فرود آمدن باران را هم به « انزال » تعبير كرده و فرمود :
« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً »
« 1 » و هم به « تنزيل » ، چنان كه فرموده :
« وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ »
« 2 »
در تعبير اوّل نسبت وجود باران با سراسر اجزاى آن در نظر گرفته شده و در نتيجه يك امر اعتبار شده ، و در تعبير دوم نسبت وجود باران با اجزاى آنكه يكى پس از ديگرى فرود مىآيد در نظر گرفته شده ، و قهرا يك امر تدريجى اعتبار شده است .
پس آيات نامبرده گفتار ما را نقض نمىكند . « 3 »
س 1397 - چرا قرآن كريم وحى را به تنزيل و انزال كه لازمهء معنايش فرود آمدن از مكانى و الا و يا مقامى و الا است تعبير فرموده ؟
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 17 .
( 2 ) . سورهء شورى ، آيهء 18 .
( 3 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 7 . [ با اندكى تصرف ]