نتيجه مىگيرد . پس واجب است همان خدا به تنهايى عبادت شود .
و همچنين با بيان اينكه : « دين حق از خدا است پس واجب است كه غير دين او دينى و قانونى ديگر تشريع نشود » و باز با بيان امورى از دين الهى ، توضيح مىدهد .
اين ، آن غرضى است كه معظم آيات اين سوره آن را دنبال نموده و با بيانهاى مختلفى تعقيب مىنمايد ، در ضمن بيان اين غرض ، آياتى هم هست كه مسألهء هجرت و پارهاى مطالب مناسب با آن را ايراد مىنمايد . « 1 »
( * * ) نداء
س 1393 - با اينكه « نداء » در مقابل « مناجات » است و بهمعناى صدا زدن به آواز بلند است ، پس چرا خداى تعالى آن را در آيهء شريفهء « إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا »
« 2 » با وصف « خفى » توصيف كرده است ؟
ج - مىگوييم منافاتى ندارد ، زيرا ممكن است همين دعوت با صداى بلند در جايى صورت گيرد كه احدى آن را نشنود ، مانند بيابان و امثال آن ، همچنان كه جملهء
« فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ »
« 3 » هم اشعارى به اين معنا دارد .
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 298 - 300 . [ با تصرف ]
( 2 ) . سورهء مريم ، آيهء 3 .
( 3 ) . سورهء مريم ، آيهء 11 .