تا مسجد اقصى رفته ، و اما عروجش به آسمانها ، از ظاهر آيات سورهء نجم و صريح روايات بسيار زيادى كه برمىآيد كه اين عروج واقع شده و به هيچوجه نمىتوان آن را انكار نمود ، چيزىكه هست ممكن است بگوييم كه اين عروج با روح مقدسش بوده است .
و ليكن نه آنطور كه قائلين به معراج روحانى معتقدند كه به صورت رؤياى صادقه بوده است ، چه اگر صرف رؤيا مىبود ديگر جا نداشت آيات قرآنى اينقدر دربارهء آن اهميت داده و سخن بگويد ، و در مقام اثبات كرامت دربارهء آن جناب برآيد .
بلكه مقصود از روحانى بودن آن اين است كه روح مقدس آن جناب به ماوراى اين عالم مادى يعنى آنجايى كه ملائكه مكرمين منزل دارند و اعمال بندگان بدآنجا منته و اقدار از آنجا صادر مىشود عروج نموده و آن آيات كبراى پروردگارش را مشاهده و حقايق اشياء و نتايج اعمال برايش مجسم شده ، ارواح انبياى عظام را ملاقات و با آنان گفتگو كرده است ، ملائكه كرام را ديده و با آنان صحبت نموده است و آياتى الهى ديده كه جز با عبارات :
« عرش » « حجب » « سرادقات » تعبير از آنها ممكن نبوده است .
اين است معناى معراج روحانى . « 1 »
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 13 ، ص 40 و 41 . [ با تصرف ]