عظمت مقام خود را برسانند ، و به همين جهت باز مىبينيم در آيهء شريفه بسيارى از جهات قصّه را كه قوام اصل قصّه بدآنها بستگى دارد مبهم و مسكوت گذاشته ، تا بفهماند كه اصل قصه نسبت به درگاه با عظمت خدا بسيار ناچيز است تا چه رسد به جزئيان آن .
و باز به همين جهت در آيهء قبلى نام نمرود را كه با ابراهيم عليه السّلام خصومت مىورزيد ، نبرد ، و در آيهء بعدى هم جهات قصّه را ذكر نمىكند ، نام آن مرغان را نمىبرد و اسم آن كوهها را و عدد اجزاى آن گوشت كوبيده را معين نمىكند .
اما اينكه چرا نام ابراهيم عليه السّلام را برده ، براى اين است كه قرآن كريم عنايت دارد كه هرجا سخن از آن جناب مىرود احترامش كند ، و نامش را به بزرگى ياد كنند مثلا مىفرمايد :
« تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ » .
( سورهء انعام ، آيهء 83 ) « 1 »
س 1321 - نتايجى كه از بررسى اخبار مربوط به امور خارق العاده دربارهء كعبه و حجر الاسود و سنگ مقام ، و معارف الهيه به دست مىآيد چيست ؟
( بحث روايتى )
ج - اخبارى از قبيل ، نازل شدن حجر الاسود و پايههاى خانههاى خدا از بهشت و اينكه حجر الاسود قبلا فرشتهاى از فرشتگان بوده است و يا حجر الاسود زمان نزول از بهشت از برف سفيدتر بوده ، و در زمين به خاطر
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 551 .