مرضىّ هستى ، پس داخل در بندگان من شو ، يعنى در زمرهء محمّد و اهل بيتش درآى ، و داخل جنّت شو ؛ پس در آن هنگام هيچ چيزى در نظرش محبوبتر از مرگ و ملحق شدن به منادى نيست . « 1 »
مؤلّف [ علامه رحمه اللّه ] : اين معنا را قمى « 2 » هم در تفسيرش و برقى « 3 » نيز در محاسنش نقل كرده است . « 4 »
س 1284 - با توجه به دو آيهء شريفهء « وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ »
« 5 » و
« ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ »
« 6 » آيا مىتوان اثبات كرد كه تمامى موجودات به عالم باقى و دائمى منتقل مىشوند كه همان ادامهء زندگى جاودانه آخرت باشد ؟
ج - مضمون اين دو آيهء شريفه يك حجت برهانى است بر ثبوت معاد ، به اين بيان كه اگر فرض كنيم ماوراى اين عالم عالم ديگرى ثابت و دائم نباشد ، بلكه خداى تعالى لايزال موجوداتى خلق كند ، و در آخر معدوم نموده ، باز دست به خلقت موجوداتى ديگر بزند ، باز همانها را معدوم كند اين را زنده كند ، و سپس بميراند ، و يكى ديگر را زنده كند ، و همينطور الى الابد اين عمل را تكرار نمايد ، در كارش بازىگر و عبث و بيهوده خواهد بود ، و بازى عبث
هامش
( 1 ) . فروع كافى ، ج 3 ، ص 127 ، ح 2 .
( 2 ) . تفسير قمى ؛ ج 2 ، ص 422 .
( 3 ) . محاسن برقى ؛ ص 177 ، ح 161 .
( 4 ) . الميزان ؛ ج 20 ، ص 481 .
( 5 ) . سورهء دخان ، آيات 38 و 39 .
( 6 ) . همان .