تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
صلّى اللّه عليه و آله اوّلين مؤمن به آيات خدا بود و هيچ‌گونه ترديدى ، در امر حق نداشت ، ولى براى بيان وضوح مطلب خداوند چنين خطابى را فرموده است ، يعنى اين حقيقت جاى هيچ‌گونه ترديد و وسوسه ندارد . [ به عبارتى ديگر ] ، اين‌گونه خطابها كلامى است كنايه‌اى ، مىخواهد بفرمايد : آنقدر مطلب ، يقينى و روشن است كه حتى خطور و تصور بر خلافش را هم تحمل نمىكند . [ از طرفى ] بعدى ندارد كه عده‌اى از مسلمانان در اواسط زمان پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله كه اين آيات نازل گرديده از حيات برزخى غافل بوده‌اند و لازم بوده آنها را به اين حقيقت واقف كنند ، زيرا آنچه را بطور مسلم مسلمانان تا آن وقت دانسته بودند موضوع حشرونشر در قيامت بوده كه نصوص غير قابل تأويلى درباره آن نازل شده بود ، و امّا در فاصله ميان مرگ و قيامت ( يعنى عالم برزخ ) اگر چه قرآن بياناتى درباره آن فرموده ولى طورى نبوده كه از ضروريات و بديهيات قرآن باشد ، و لذا ملاحظه مىكنيم اين موضوع در ميان مسلمانان مورد اتفاق نيست و حتى امروز هم بعضى منكر آن هستند و روح را مادى مىپندارند و معتقدند پس از مرگ اين تركيب به كلى به هم مىخورد و بعدا در قيامت خداوند آن را به حال اول براى حساب و جزا باز مىگرداند ، روى اين زمينه ممكن است براى اطلاع افراد بىخبر چنين بياناتى درباره حيات شهداء پس از مرگ در عالم برزخ گفته شود : اگر چه عده‌اى هم بودند كه