هيچگونه ارزش و احترامى براى جان كفار و مشركين باقى مىماند ؟
ج - جملهء شريفهء مذكور نشاندهنده برائت و بيزارى از مشركين است و مىخواهد احترام را از جانهاى كفار برداشته و خونهايشان را هدر سازد ، و بفرمايد : بعد از تمام شدن آن مهلت « 1 » ديگر هيچ مانعى نيست از اينكه آنان را بكشيد نه حرمت حرم و نه احترام ماههاى حرام ، بلكه هروقت و هركجا كه آنان را ديديد بايد به قتلشان برسانيد ؛ البته اين در صورتيست كه كلمهء « حيث » هم عموميت زمانى را برساند و هم مكانى را كه در اينصورت قتل كفار بر مسلمين واجب است هرچند به آنان در حرم و حتى در ماههاى حرام دست پيدا كنند .
و تشريع اين حكم براى اين بوده كه كفار را در معرض فنا و انقراض قرار داده و به تدريج صفحه زمين را از لوث وجودشان پاك كند ، و مردم را از خطرهاى معاشرت و مخالطت با آنان نجات دهد .
و جملهء
« فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
« 2 » اشتراطى است در معناى غايت حكم سابق ، و منظور از « توبه » همان معناى
هامش
( 1 ) . مقصود از اين مهلت ، همان چهار ماه سياحت است كه بهعنوان ضرب الاجل فرموده :« فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ »( سورهء توبه ، آيهء 2 ) نه ماههاى حرام معروف كه عبارتند از ماه ذى القعده ، ذى الحجة و محرم ، چون اين چند ماه با اعلان برائتى كه در روز قربانى اتفاق افتاده به هيچوجه تطبيق نمىكند .
[ الميزان ؛ ج 9 ، ص 203 ]
( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 5 .