رو كنيد ) ، پس كانّه هرجا كه انسان رو كند مشرق است و يا مغرب ؛ و درنتيجه جمله
« لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ » *
به منزله اين است كه فرموده باشد : « لله الجهات جميعا ، همه جهات مال خداست » .
و چرا به جاى مشرق و مغرب ، شمال و جنوب را نام نبرده است ، براى اينكه ساير جهات از اين دو جهت مشخص مىشود يعنى وقتى مشرق و مغرب افق معلوم شد و يا ساير اجرام نورانى آسمان طلوع كردند ، آن وقت ساير جهات نيز معلوم مىگردد . « 1 »
س 1269 - در جملهء « لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ » *
چرا شمال و جنوب ذكر نشده است ؟
ج - در اينجا از بين تمام جهات فقط دو جهت مشرق و مغرب ذكر شده است ، سرّش اين است كه اساس ساير جهات اصلى ( جنوب و شمال ) و جهات فرعى بر مشرق و مغرب گذارده شده و شمال و جنوب را به وسيله اين دو تعيين مىكنند [ مترجم : واضح است كه اگر انسان طورى بايستد كه دست راست او به طرف مشرق و دست چپ به طرف مغرب باشد روبروى او ( شمال ) و پشت سر او ( جنوب ) قرار دارد ، مجموع اين چهار جهت را جهات اصلى مىنامند و در ميان دو جهت اصلى يك جهت ديگر تصور مىشود كه مجموع اينها را جهات فرعى مىنامند ] بعلاوه مشرق و
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 390 .