تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
كرسى ، كتاب و غيره را حقايقى دانسته . و بنابراين تحليل ، حقيقت كلام عبارت مىشود از كشف ضماير ، و به اين معنا هرمعلولى براى علّتش كلام خواهد بود ، چون با هستى خودش از كمال علّت خود كشف مىكند ، كمالى كه اگر هستى معلول نبود ، همچنان در ذات علّت نهفته بود . از اين هم دقيق‌تر اينكه بگوييم : هر صفت ذاتى براى هرچيزى ، كلام او است ، چون از مكنون ذات او كشف و پرده‌بردارى مىكند ، و اين همان معنايى است كه فلاسفه بر آن مىگويند كه : صفات ذات خداى تعالى ، چون علم و قدرت و حيات ، كلام خدايند ، و نيز عالم سراپايش كلام او است . و اين نيز روشن است كه بنابراين تحليل ، قديم بودن ، يا حادث بودن كلام ، تابع سنخ وجودش خواهد بود ، علم الهى كه كلام او است به خاطر قديم بودن ذات خدا قديم است ، ولى زيدى كه ديروز نبود و امروز هست شد ، به خاطر اينكه از وجود پروردگارش كشف مىكند ، حادث است ، و وحى نازل بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بدان جهت كه تفهيم الهى است ، و تفهيم حادث است ، آن نيز حادث است ، ولى بدان جهت كه در علم خدا است - و علم او را كلام او دانستيم و علم صفت ذاتى او است - پس وحى نيز قديم است ، مانند علمش به