تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
نيستند چون فرموده : « بعضى از ايشان سعيدند ، و بعضى شقى » و همين معنا با آيات ديگرى كه مردم را به مؤمن و كافر و مستضعف تقسيم مىكند مناسب است ، چيزىكه هست چون سياق كلام سياق بيان اصناف از نظر عمل و استحقاق نبوده لذا وضع مستضعفين يعنى اطفال و ديوانگان و كسانى را كه حجت بر آنان تمام نشده بيان نكرده است . آرى ، سياق كلام بيان اين جهت است كه روز قيامت روزى است كه مردم از اوّلين تا آخرين ، يك جا جمع مىشوند و همه مشهودند و احدى از آن تخلّف نمىكند ، و كار مردم در آن روز منته به يكى از دو چيز مىشود : يا بهشت و يا آتش . گو اينكه مستضعفين نسبت به كسانى كه به خاطر عملشان مستحق بهشت شده‌اند و كسانى كه به خاطر كردارشان مستحق آتش گشته‌اند صنف سومى هستند ، و ليكن اين معنا مسلّم و بديهى است كه ايشان هم سرانجامى دارند ، و چنان نيست كه به وضعشان رسيدگى نشود و دائما به حالت بلاتكليفى و انتظار بمانند ؛ بلكه بالاخره به يكى از دو طايفه بهشتيان و دوزخيان ملحق مىشوند ، همچنانكه فرموده :
« وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ »
« 1 » و لازمهء اين سياق اين است كه اهل محشر را منحصر در دو فريق كند :
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 106 .