به يكديگر دست مىدادند ( دست به هم مىزدند ) ( اين رسم در بين ايرانيان نيز معمول است ) .
پس در حقيقت از ابزار عمل ، كه همان دست باشد ، نامى براى عمل ، كه عهد و سوگند و امثال آن باشد اسمى مشتق كردند ، چون بين عمل و ابزار ملازمهاى بوده ، همچنانكه از عمل سب ( انگشتنگارى ) اسمى مشتق كردهاند ، براى آن انگشتى كه مهر مىزند ، و آن را انگشت سبابه خواندهاند . [ و يا به قولى ] ، چنان كه در انگشت « سبابه » ( انگشتى كه اصولا در مواقع فحش به وسيله آن اشاره مىشود ) . « 1 »
س 1097 - توسّل به قسم در بين امم ، و اعتبار آن در اسلام چگونه بوده است ؟
ج - هميشه توسل به سوگند در بين امم دائر بوده و چه بسا در موارد متفرقهاى كه نمىتوان در تحت قائدهاش درآورده و احيانا در مجتمعات انسانى پيش مىآيد به منظور دفع تهمت و دروغ و يا تسكين نفس و تأييد خبر به آن متوسل مىشدهاند ، تا اندازهاى كه حتى قوانين كشورى هرامت در پارهاى از موارد از قبيل تحليف سلاطين و اولياى مملكت در ابتداى تاجگذارى و يا افتتاح مجلس شورا و امثال آن به آن اعتبار و قانونيت داده است .
هامش
( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 3 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 332 .