تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
علاوه بر اين ، اين معنا از مسلّمات تاريخ است كه يكى از گروندگان به آن جناب سلمان فارسى است كه ايرانى بوده ، يكى ديگر بلال بوده كه اهل حبشه بوده است و يكى صهيب بوده كه اهل روم آن روز بوده . و نيز اين هم مسلّم است كه آن جناب يهوديان را هم دعوت مىكرده و وقايعى كه بين آن جناب و يهوديان اتفاق افتاده معروف است . و اين نيز مسلّم است كه آن جناب به پادشاهان ايران ، مصر ، حبشه ، و روم نامه نوشته و همه را به اسلام دعوت كرده ، همهء اين شواهد دلالت دارد بر اينكه دعوت آن جناب جهانى و عمومى بوده است . « 1 »

س 1078 - با توجه به آيهء شريفهء « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها »

« 2 » اگر غرض از نازل‌كردن قرآن فقط انذار عرب زبانها باشد يعنى اهل مكّه و ساير نقاط جزيره العرب با جهانى بودن قرآن نمىسازد ؟ ج - جواب اين است كه دعوت پيامبر اسلام در جهانى شدنش تدريجى و مرحله به مرحله بوده ، در مرحلهء اوّل به حكم آيه شريفهء
« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »
« 3 » مأمور بود تنها فاميل خود را دعوت كند ، و در مرحلهء دوم به حكم
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 17 ، ص 545 و 546 . ( 2 ) . سورهء شورى ، آيهء 7 . ( 3 ) . سورهء شعراء ، آيهء 214 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 337 | مراد على شمس