تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
ج - براى اينكه پرستش و توجه عبادى به خدا [ ى منزه از تمام شؤون ماده و به دور از حواس مادّى ] از مرحلهء قلب و باطن بگذرد و در منطقه افعال هم وارد شود ، يعنى علاوه بر عبادت قلبى عبادت بدنى هم صورت گيرد ، هيچ چاره‌اى نيست مگر اينكه توجهات مخصوص قلبى ؛ با ملاحظه خصوصيات آنها در قالب افعال و حركات مناسبى ريخته شوند و انجام گردند ، مثلا خضوع كامل و ذلت باطنى به صورت سجده ، و تعظيم و بزرگ شمردن خدا به صورت ركوع ، و جان فداكردن به صورت طواف ، و احترام به صورت قيام و پاكيزگى و تطهير باطن به صورت وضوء و غسل مجسم گردد . البته اين نكته هم مسلم است كه توجه داشتن به معبود و حضور قلب روح هرعبادتى است و بدون آن ، عبادت ، عبادت نخواهد بود ، و ليكن در عين حال اين توجه قلبى بايد به صورتى مجسم شود . حال ببينيم مشركين در عبادت چه مىكردند و اسلام چه كرده است ؟ امّا بت‌پرستان و ستاره‌پرستان و . . لازم مىدانستند كه معبودشان در حال عبادت نزديكشان و روبرويشان باشد ، لذا روبروى معبود خود ايستاده و آن را عبادت مىكردند . ولى اديان آسمانى و مخصوصا اسلام كه مصداق تمام اديان آسمانى و مبارزه‌كننده با انواع شرك و بت‌پرستى است پس از توجه دادن بشر به خداوند بزرگى كه از تمام شؤون ماده منزه است ؛ براى مجسم ساختن توجه