مىدانند و به آيهء شريفهء :
« وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ »
« 1 » و آيهء مودّت به ذى القربى و به آيات ديگر و روايات سنّت ، تمسّك مىكنند .
پس اين خود خداى تعالى است كه ابتغاء وسيلهء به آن حضرات را تشريع كرده و دوست داشتن آنان و تعظيمشان را واجب فرموده و همين دوستى و تعظيم را وسائلى به درگاه خود قرار داده است « 2 » و معنا ندارد كه خداى تعالى محبّت به چيزى و تعظيم آن را واجب كند و در عين حال آثار آن را تحريم نمايد .
و ثانيا از فرقى كه بين شرك و استشفاع هست غفلت ورزيدهاند ، و به عبارتى سادهتر اينكه نتوانستهاند فرق بگذارند بين اينكه كسى غير خدا را بپرستد تا او نزد خدا شفاعتش كند و يا به خدا نزديكش كند و بين اينكه تنها خدا را بپرستد و غير خدا را شفيع درگاه او قرار دهد و با دوستىكردن به غير خدا به درگاه خدا تقرّب بجويد ، كه در فرض اوّل به غير خداى تعالى استقلال داده و عبادت را خالص براى غير خدا كرده كه اين خود شرك ورزيدن در عبوديت است و در صورت دوّم استقلال را فقط و فقط به خداى تعالى داده و او را مخصوص به عبادت كرده و
هامش
( 1 ) . سورهء حج ، آيهء 32 .
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 35 .