امّا اينكه ساير گناهان و نافرمانىهاى كمتر از شرك را مىآمرزد از دو راه و وسيله است ، يكى شفاعت كسانى كه خداوند براى آنها منزلت شفاعت را قرار داده است ، از انبياء و اوليا و ملائكه . ديگر به واسطهء اعمال صالحهء خود افراد گناهكار ، چون اعمال صالحه گناهان را عفو مىكند . « 1 »
اما چرا آيهء شريفه مذكور متعرّض توبه نشده ، به خاطر اين است كه اين آيه درمورد ايمان نياوردن اشخاص است كه توبه با آن جمع نمىشود . به علاوه با توبه تمام گناهان ( حتى شرك ) بخشيده مىشود .
( ر . ك : زمر ، آيهء 53 - 54 ) و مراد از شرك در آيه معنايى است كه شامل كفر نيز مىشود ، زيرا مىدانيم كه خداى تعالى به هيچوجه كفر را نمىآمرزد ، پس آيه شامل او نيز مىشود ، هرچند كه از نظر نامگذارى كلمهء ( شرك ) بر او صادق نباشد ، البته اين در صورتى است كه اصطلاح قرآن را در نظر بگيريم ، كه اهل كتاب را مشرك نمىنامد ، هرچند كه كفرشان به قرآن و به دينى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورده درواقع شركى است كه به خداوند ورزيدهاند ( به تفسير آيهء 221 سورهء بقره مراجعه بفرماييد ) و گرنه خود كلمهء شرك شامل آنان نيز مىشود ، زيرا وقتى اهل كتاب به قرآنكه
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 4 ، ص 589 .