( در حد خود ) تقوى است ، چنانكه مىفرمايد :
« وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ ،
هركس نشانههاى خدايى را تعظيم كند و بزرگ بشمارد ، اين عمل خود ، تقواى خدا است » . « 1 »
زيرا شعائر خدا همان علائمى است كه به سوى خدا دعوت مىكند و در اين آيه هيچگونه قيد و شرطى نيست بلكه مطلق چيزهايى كه از آيات و علائم خدا هستند و انسان را به ياد او مىاندازد مشمول آن مىباشند و احترام و تعظيم آنها دليل بر تقوى است .
ولى البته هيچ عاقلى منكر نيست كه اعتقاد باستقلال آنها در مقابل خدا و مالك نفع و ضرر و مرگ و زندگى بودن آنها موجب مىشود كه از شعائر و آيات الهى بودن خارج شوند ، و چنين اعتقادى تجاوز به حريم مقدس الوهيت و شرك به خداست ! « 2 »
س 827 - چه فرقى بين شرك و استشفاع ( شفيع قرار دادن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و معصومين عليهم السّلام ) و همچنين زيارت قبور آن حضرات و بوسيدن ضريحشان و تبرّك جستن به تربتشان و تعظيم آثارشان كه همه مصاديقى است از شرك كه در شرع از آن نهى شده است ، وجود دارد ؟
هامش
( 1 ) . سورهء حج ، آيهء 32 .
( 2 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 299 .