تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
حكم فطرت درست است ليكن بشريت در تشخيص سعادت واقعيش دچار خطا گرديده و نتوانسته است حكم فطرت را بر مصداق واقعيش تطبيق دهد ، كه درنتيجه مصداق موهوم را مصداق واقعى پنداشته است . و آن سعادت واقعى كه صنع و ايجاد براى بشر در نظر گرفته و تعقيبش مىكند ، بالأخره دير يا زود محقق خواهد شد . و خداوند مىفرمايد :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ »
« 1 » و در اين آيه منظورش از « نمىدانند » اين است كه بطور تفصيل نمىدانند ، هرچند كه فطرتشان علم اجمالى به آن دارد . [ به عبارتى ديگر در ذيل اين آيه علم تفصيلى از مردم نفى شده نه علم اجمالى ] . اين آيه و امثال « 2 » آن به ما خبر مىدهد كه ( اولا : اسلام دين فطرت است ، و ثانيا بشر به حكم فطرتش حركت كرده ، ولى در تطبيق با مصداق خطا رفته ، و ثالثا ) به زودى به‌طور كامل غلبه خواهد كرد ، و بر سراسر گيتى حكومت خواهد نمود . « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء روم ، آيهء 30 . ( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 55 ؛ سورهء روم ، آيهء 41 ؛ سورهء مائده ، آيهء 54 ؛ سورهء انبياء ، آيهء 105 ، سورهء طه ، آيهء 32 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 4 ، ص 208 - 209 . [ با تلخيص و تصرف ]
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 290 | مراد على شمس