تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
مثلا خداى تعالى ترك عمل حج را كفر خوانده « 1 » ولى چنين كسى را كافر نمىخوانيم ، بلكه فاسقى است كه به يكى از واجبات خدا كفر ورزيده و بر فرض هم كه بتوانيم اطلاق كنيم ، بايد بگوييم فلانى كافر به حج است . و همچنين است ساير صفاتى كه در قرآن استعمال شده مانند صالحين ، قانتين ، شاكرين ، . . . فاسقين ظالمين ، . . . و در برخى از آيات « 2 » كه در آنها كلمه ( مشركين ) آمده چه بسا در اينها منظور از اين كلمه معناى وصفى و اسمى آن نيست ، بلكه منظور كسانى است كه گاهگاهى شرك از آنان سر مىزند . « 3 »

س 826 - چگونه دوستى و پيروى از غير خدا ، از قبيل پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السّلام و علماء و بزرگان دين شرك محسوب نمىشود ؟

ج - دوستى دوستان خدا و پيروى از آنان ، مانند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و اهلبيت او و علماء و بزرگان دين و قرآن و اخبار ، و خلاصه آنچه انسان را به ياد خدا مىاندازد ، در حقيقت دوستى و اخلاص نسبت به خدا است و ابدا شرك نيست بنابراين تقرّب به آنها تقرّب به خدا و تعظيم آنها
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 97 . ( 2 ) . ر . ك : سورهء يوسف ، آيهء 106 ؛ سورهء نحل ، آيهء 100 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 303 - 305 . [ با تلخيص و تصرف ]