اين ترتيب اثر مانند قسم اول ذاتى نيست ، بلكه اعتبارى و قراردادى است .
اين علوم عبارتند از احكام و قوانين و سنن و شؤون اعتباريى كه در اجتماع معمول گشته و جريان مىيابد ، مانند ولايت ، رياست ، سلطنت و ملك و امثال آن .
مثلا رياستى كه ما براى زيد اعتبار نموده و مىگوييم : « زيد رئيس است » وصفى است اعتبارى كه در خارج هيچ برابرى جز زيد ندارد ، يعنى در خارج غير از انسانى بنام زيد چيزى بنام رياست وجود ندارد ، به خلاف بلند قامتى و سياهى و سفيدى زيد كه در خارج وجود جداگانهاى از وجود زيد دارند .
منشأ پيدايش اين گونه علوم و تصديقات احتياج بشر به تشكيل اجتماع است ، مثلا همين رياست از آنجايى كه بشر مجبور است زندگى كند ، به حكم جبر و ارادهء امور جمعيت را به شخص معينى واگذارى مىكند ، تا او هركارى را در موقع مناسبش انجام دهد ؛ اگر جامعه را به شكل يك بدن فرض كنيم نسبت اين شخص به آن ، نسبت سر خواهد بود به بدن ، به همين مناسبت براى اينكه مقام شخص مزبور محفوظ بماند و جامعه از آثار و فوايد مقام او برخوردار شود او را به وصف رياست توصيف نموده مىگويند : « زيد رأس جمعيت و رئيس آنها است » پس اعتقاد به اينكه زيد رأس و رئيس است اعتقادى است وهمى كه از ظرف وهم به خارج سرايت نمىكند ، و ليكن ما همين امر وهمى را يك معناى خارجى اعتبار نموده به خاطر مصالح
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: مراد على شمس
ص٢١٨