تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
ذكر ، به‌معناى پيش كشيدن صورت‌هايى است كه در خزينهء ذهن انبار شده ، و آن را بعد از آنكه از نظر فكر غايب بوده ، حاضر سازيم ، و يا اگر حاضر بوده ، نگذاريم غايب شود . عرفان و معرفت ، تطبيق‌كردن صورتى است كه در ادراك حاصل شده بر صورتى كه در ذهن محفوظ مانده ، و ازاين‌رو گفته شده كه آن عبارتست از ادراك بعد از علم . فهم ، به‌معناى آن است كه ذهن آدمى در برخورد با خارج به نوعى عكس العمل نشان داده و صورت خارج را در خود نقش كند . فقه ، به‌معناى آن است كه فهم ، يعنى همان صورت ذهنى را بپذيرد ، و در پذيرش و تصديق آن مستقر شود . درايت ، نهايت دقت در تثبّت و استقرار مذكور [ صورت ذهنى ] است تا خصوصيات معلوم و دقائق و اسرار و مزاياى آن بدست آيد . به همين جهت ، اين كلمه در مقام بزرگداشت و تعظيم به كار مىرود . مثلا در آيات شريفهء
« مَا الْحَاقَّةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ »
« 1 » و آيات
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ »
« 2 » يقين ، عبارت است از اينكه همان درك ذهنى آنچنان قوت و شدت داشته
هامش
( 1 ) . سورهء الحاقة ، آيهء 2 . ( 2 ) . سورهء قدر ، آيهء 2 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 214 | مراد على شمس